دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

416

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

و مبرز به عرصه رسيدند . زبان فارسى در اين دوره ، تكامل پيچيده خود را كه از قرن هفتم / دوازدهم شروع شده بود ، ادامه داد . افزون بر تحول واژگان ، صرف‌ونحو كه از ضرورتهاى تحول تاريخى يك زبان است ، ازجمله عوامل ديگر همراه اين تحول بود كه ماهيت اساسى و بنيادى داشت . از يك سوى تأثير گويشهاى شرق ايران روزبه‌روز كاهش مىيافت و عناصر فارسى شرق ايران جاى خود را به عناصر فارسى غرب ايران داد و از سوى ديگر برخى از لغات و تركيبهاى عربى كه بتدريج در زبان مردم راه باز كرده و نيز در آثار نويسندگان گذشته وارد شده بود ، آنچنان در زبان فارسى جايگير شد كه معادلهاى فارسى خود را راند و برجاى آنها نشست . در ضمن ورود لغات تركى و مغولى به زبان فارسى افزايش يافت ؛ برخى از لغات و تركيبهاى خاص كه از روزگار مغولان استعمال يافته بود از ويژگيهاى زبان فارسى اين ايام گرديد . در اين دوران كاربرد زبان تركى رواج كامل يافت و وارد آثار شعرى شد و از سوى اشراف و حكام ادب دوست و ترك‌زبان مورد حمايت قرار گرفت ؛ سرانجام ادبياتى از نظم و نثر تركى ظاهر شد و اين بخصوص در خراسان - مهد توسعه و تحول زبان فارسى - به‌عنوان يك زبان ادبى رخ داد . در محاكمة اللغتين نوشته مير عليشير نوايى ( وزير معروف و ادب‌پرور سلطان حسين بايقرا ) درباره شمارى از افرادى كه زبان تركى را زبان نوشتارى خود قرار دادند و درباره عناصر برتر آن بحثى درانداختند ، صحبتى مستوفا شده است . هويت ادبيات فارسى در اين روزگار نه فقط تحت تأثير تحولاتى از اين نوع در زبان قرار گرفت ، بلكه بعضى از عواملى كه آن را به مقاطع جديد كشانيد و به‌طور همزمان به سمت تباهى راند نيز در كار بود . در ميان اين تأثيرات مىبايد به اين واقعيت اشاره كرد كه پيش از تهاجم مغولان ، در نظم و نثر فارسى قواعد و قراردادهايى دقيق موجود بود و با دربارها ارتباط تنگاتنگ داشت و كلا در وضعيت « كلاسيك » بود ؛ و حال آنكه در اين دوره نويسندگى خلّاق در اختيار مردم عادى و نيز تحت تأثير دربار بود و معيارهاى ادبى پيشين بر آن حاكم نبود . در تبيين اين امر بايد گفت كه پيش از هجوم مغولان ، شاعر و يا نويسنده مجبور بود شمارى از قواعد و نمونه‌هاى ادبيات عرب و فارسى را ياد بگيرد . اين درسخوانى طبيعتا دامنه افق ادبى او را وسيعتر مىكرد و بر شناخت او از نمونه‌هاى برتر فنون و صنايع ادبى مىافزود « 1 » . در دوره مورد بحث ما و حتى در ايام بعد ، اين علاقه و دلبستگى به نمونه‌ها و الگوهاى بزرگ كهن كاملا از بين رفت و يا اگر هم باقى ماند در وجود

--> ( 1 ) - نگاه كنيد به نظامى عروضى ، چهار مقاله ، چاپ محمد معين ( تهران ، 1341 / 3 - 1962 ) ، صص 2 - 20 ، 8 - 47 ؛ و نيز صفا ، جلد 2 ، صص 50 - 347 .